پيش از اين كه مرا ببينيد
تمام خواهم شد
در غروبي نزديك
خواهم گذشت
همانگونه كه آمده بودم
-نه شاد و نه غمگين-
غوطه ور...
در بادي كه نخواهيد ديد
هيچ نخواهم برد...
حتي تكه هاي وجودم را
كه تركش جانتان شده اند
هيچ نخواهم برد
حتي قلبم را كه خانه شماست
تا آواره تان نسازم
...هيچ...
حتي آرزوهايتان را
كه به من آويزان كرده ايد...
رازهايتان، دروغهايتان، واقعيتهايتان...
...
گم مي شوم...
در راهي كه مي شناسم...
بدون تكرار... بدون بازگشت...


